طرح " معماری خوب "
طرح ساماندهی و ارتقاء زندگی مردم از طریق ارتقاء فضای زیست و افزایش آگاهی عمومی در زمینه معماری و شهر
Thursday, 5 August , 2021
افزونه جلالی را نصب کنید. - 27 ذو الحجة 1442
شناسه خبر : 340
  پرینتخانه » معماری, ویژه تاریخ انتشار : 19 جولای 2020 - 22:30 | 356 بازدید | ارسال توسط :

تقابل دو نسل

گالری داج- مهندس مهدی علیزاده- عکس از سایت پیاده شخصا به عنوان یک معمار و یک شهروند زمانی که از خیابانی عبور می کنم یا داخل ساختمانی قدم می گذارم بیش از آن که به سر پناه بودن ساختمان فکر کنم به اتفاقات یک بنا به زندگی جاری در آن فکر می کنم. بی آنکه […]

تقابل دو نسل
گالری داج- مهندس مهدی علیزاده- عکس از سایت پیاده

شخصا به عنوان یک معمار و یک شهروند زمانی که از خیابانی عبور می کنم یا داخل ساختمانی قدم می گذارم بیش از آن که به سر پناه بودن ساختمان فکر کنم به اتفاقات یک بنا به زندگی جاری در آن فکر می کنم. بی آنکه متوجه باشم گوش می کنم و بیشتر در ادراک فضای ای که به تماشا نشسته ام قرار می گیریم، گاه می شود از کنار ساختمانی بی تفاوت عبور می کنم و گاه دقیقه ای می ایستم با تمام عجله ای که در آن زمان هست لحظه ای، وقف در فضای آن محیط می شوم.
راستش می خواستم درباره این موضوع به جد و به تفصیل بنویسم که چرا محیط خانه و شهر ما دست خوش این تغییرات شده است. نگاهی به مقالات مربوطه به توسعه از نگاه کشورهای توسعه یافته انداختم دستگیرم شد که قوانین شان چیست و چگونه به ساختن فکر می کنند، متوجه شدم که سازمان¬هایی هست برای توسعه هر کشور که راهکارهایی کلی می نویسد به طور مثال درباره اصول مهندسی یا ضوابط شهری یا قواعد محیط زیستی یا جای دیگر آورده اند که ساختمان می تواند مولد توسعه باشد چرا که در همه سطح کشور امکان ساخت هست و گسترش دانش و تکنولوژی را در بر دارد، با این همه به نظرم جای چیزی خالی است چیزی که گویا نباید نادیده گرفته می شد آن هم وجود خود انسان است.
تقابل
این واژه را در که جستجو کنیم به واژه contrast بر می خورید کنتراست به خودی خود چیز بدی نیست همه ما تفاوت¬های در عقیده و عمل داریم در دیدگاه مان به جامعه، همین نوع دیدگاه ما مشخص می کند که چطور رفتار کنیم هر چند ما آدم ها بر چسبی در پیشانی مان نیست که کسی بداند ما چطور رفتار کرده¬ایم یا به چه چیزی فکر می کنیم اما در شهر یا در خانه ها این امر متفاوت است، ظاهری دارد و البته هر چند مختصر اما خانه ما بخشی از ما می شود بخشی که قالب بیرونی ما را شکل می دهد. حتما دیده¬اید خانه هایی را که در مجاورت هم هستند یا در داخل آنها رنگ و ظاهر بیانی متفاوت جریان دارد، هر چند تقریبا خانه و محل زندگی ما با میزان درآمد ما رابطه مستقیم دارد اما صلیقه و سیاقی که ما با آن در خانه احساس در امان بودن می کنیم تا حدی اشتراکاتی دارد، کلیتی که ازآن صحبت می کنم ممکن است در نگاه به سلیقه موسیقایی ما هم متفاوت بیاید، میان نسلی که بنان و تاج و خوانساری و بعد ها با گلپا و شجریان خوانندگان خوش لحن زن هم نسل¬شان و کسانی به موسیقی پاپ یا پاپ راک و و هیپاپ و حتی هیجانی تر که امروزه در حال ساختن هستند با ده ها قبل که مشخصا خانه ها عمارت های چهار تا هفت طبقه نبود و نگاه توسعه شهری به سمت سرمایه ای شدن در ساخت مسکن نبود خانه و به طبع آن شهر حالی متفاوت با امروز داشت تقریبا بناهایی از نیم قرن قبل به یادگار مانده که با نگاه بسته غیر معمار ساز به ساخت بنا می توان یافت، زمانی که کولهاس روزنامه

rem-koolhaas-delirious-new-york
تنها دویدن -اتو بیوگرافی نادر خلیلی مهندس معمار و طراح سازه

نگار به نیویورک برای تهیه خبری سفر کرد شهری دید کتابی نوشت با عنوان نیوزورک هزیانی که توصیف آن به طور خلاصه در کتابی دیگر اشاره شده است نگاه پدر مهندسی ایرانی ساکن امریکا –( تنها دویدن صفحه 99 ) با نگاهی مشابه می بیند، هر چند نقش معمار در ساخت مسکن کمرنگ شده است اما کار معمار خیر، می توان دید خانه های که بر سیاق فکری و تفکر خلاقه طراحی و بنا می شود بیش از خانه های که در بازار مسکن و بنگاه های مختلف معامله می شود می ارزد، بنگاه دار نیز خیالی راحت برای فروش و اجاره چنین بناهای دارد البته سود خوبی هم نصیبش می شود. با این همه اکثر خانه ها را کسانی می سازند که به دنبال حفظ سرمایه خود هستند، که البته در جامعه ای که نگاه اقتصادی به اقتصاد بر اساس اصول صحیحی نیست حفظ همین سرمایه یک ضرورت است.
از شهر نیویورک و نگاه معمار و البته خبرنگاری مطرح و کتابی هایی ارزشمند گفتم تا اشاره ای داشته باشم به نسلی که بسیاری از ما زمانی که مقابل خانه های جالب آن نسل می ایستیم حسی متفاوت داریم خانه های که سالها قبل ساخته شده اند و در کنار آنها ساختمان های ساخته شه بلندتر و گه گاه البته مناسب زیستن. زمانی که خانه را برای اشخاص طرح ریزی می کردند نه خوابگاهی شبانه که در اپیدمی و خانه نشینی در شبکه های اجتماعی شیوه زندگی در آن مشخص بود و با همان جملاتی کوتاه می توانستی تصور کنی که فلان دوستت تا صبح نخوابیده است چرا که همسایه حوصله اش سر رفته است.
در نیمه ابتدای سال های 1300 مدرنیته بنا به ضرورت نوع زندگی شهری و تغییر روند شهرنشینی خود یک اصل پذیرفته در ایجاد بناهای ساختمانی بود با این حال کم نیستند خانه های که می توانیم از دوران قبل یا بعد از آن بیابیم که زیبا و کارا و بیاد ماندنی هستند اما کمتر شناختی نسبت به آنها در دست هست امیر بانی مسعود محقق و مدرس معماری تا حدی درباره این خانه ها تحقیق کرده است ایشان در حدود سیصد خانه را مورد مطالعه قرار داده اند که البته در حدود صد اثر دارای منابع مشخص از قبیل نقشه هستند، کتابی نیز در همین خصوص به تازگی از جانب ایشان منتشر گردیده است، در سالهای اخیر نیز سایتی در حال جمع آوری آرشیو و مستند کردن معماری ایران می باشد با دیدن این آرشیو ها می توانیم کمبود چند چیز را به خوبی درک کنیم
• کمبود مدارک طراحی در سطح کلی در بحث خرید و فروش مسکن و انتقل سند
• بروکراسی و سیستم دست و پا گیر و ناکارآمد
• عدم مشارکت بخش خصوصی به صورت مطلوب در بخش ساخت و ساز با تنوع در منطقه ساخت برای اقشار مختلف با کیفیت مطلوب
• نظام آموزی و ناکارآمدی آن در آموزش کارشناس و کاردان و حتی کارگرها ساختمانی
را می توان بر شمارد.
با کمی جستجو می توان دریافت که مشارکت کنندگان در ساخت و ساز در حال بازیابی جایگاه خود در صنعت خود هستند و به دنبال ساخت هویت زمان خود هستند
تقابلی که دیگر گویا با احترام بیشتری با هم برخورد می کند و از هم یاد می گیرد مانند نسل جوان سال های پیش و نسل جوان امروزی که گویا جوانیش با هزار کش و قوس تا شست و پنج سال رسانده اند سعی می کنم این مجموعه را به صورت گفتگوی میان دو نسل پیش ببرم وتجارب ایشان را از سکونت در فضا به رشته نگارش برسانم.

نویسنده : امیر ملکشاهی
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.